مدتي است كه اختلافاتي است در را بطه با برخى عزاداريهاى حسيني كه البته دايره بحث ما در اينجا از نگاه شما بر محور موضوع حساس وپر اختلاف قمه زنيست ديده شده
كه در اين چند سال اخير اختلافات آن شكل گسترده ترى را پيدا كرده است
وعده اى را در اين فكر فرو برده است كه اصلا ريشه اين اختلافات چيست؟
آيا قبلا هم اين اختلافات بوده يا خير؟
نظر به اينكه در نظرياتى از مراجع سلف و نظريات متعدد وچه بسا متضادي از مراجع حاضرمشاهده ميشود
وهمينطور نظريات مختلفي كه فقط از يك مرجع صادر شده .وبر سر مسائل مختلفي اختلافاتي بوجود امده است نظير :
1)گرفته شدن ومبناى اين فعل
2)حد عزاداري ووارد كردن ضرب وجراحت
3)حكم نفس اين فعل بدون لحاظ زمان ومكان وشرايط تاثير گذار
4)نوعي بدعت است؟
5)آيا وهن مذهب است؟
6)آيا مسخره كردن دشمنان باعث عوض كردن ويا حذف سنت هاوعقيده ها ميشود
و............
كه البته با مراجعه به فتاواى مراجع عظام تقليد سوالات گويا وروشن جواب داده نمي شود چرا كه بطور مبهم وصريح براي عموم بيان نشده است كه به چندين دسته ميتوان آنها را تقسيم كرد
-عده اى كه به صراحت حكم به منع يا جواز آن كرده اند
-عده اي يه حكم كلى را گفته اند اما نظرى در خصوص اينكه آيا قمه زني اينچنين هست يا نيست نداده اند
مثلا گفته شده كارى كه موجب وهن باشد حرامست
_وعده اى كه نظر خود را به خاطر عواملى از جمله مصالح نظام .عدم اختلاف واغتشاش ودودستگى در جامعه يا بطور مبهم وكلي بيا ن كرده اند ودر صورتى كه نظر خود را اعلام بر مقلدين نكرده اند
بزودي نظريات مراجع گذشته و فعلى را در اين وبلاگ مشاهده مينماييد.

انیشتین وحضرت ایت الله بروجردی
«آلبرت اينشتين» فيزيکدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله علمي خود با عنوان «دي ارکلارونگ Die Erklarung» (به معناي بيانيه) که در سال 1954 در آمريکا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را کاملترين ومعقولترين دين دانسته است.
اين رساله در حقيقت همان نامهنگاري محرمانه اينشتين با مرحوم آيتالله العظمي بروجردي است. اينشتين در اين رساله «نظريه نسبيت» خود را با آياتي از قرآن کريم و احاديثي از کتابهاي شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبيق داده و نوشته است که هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نميشود و تنها اين مذهب شيعه است که احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اکثر دانشمندان آن را نفهميدهاند.
يکي از اين حديثها حديثي است که علامه مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اکرم (ص) نقل ميکند که: «هنگام برخاستن از زمين، لباس يا پاي مبارک پيامبر به ظرف آبي ميخورد و آن ظرف واژگون ميشود. اما پس از اينکه پيامبر اکرم(ص) از معراج جسماني باز ميگردند مشاهده ميکنند که پس از گذشت اين همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است».
اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه «نسبيت زمان» دانسته و شرح فيزيکي مفصلي بر آن مينويسد. اينشتين همچنين در اين رساله «معاد جسماني» را از راه فيزيکي اثبات ميکند. او فرمول رياضي معاد جسماني را عکس فرمول معروف «نسبيت ماده و انرژي» ميداند: E = M.C2 >> M = E /C2
يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره ميتواند عينا به تبديل به ماده و زنده شود.
اينشتين در اين کتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ «بروجردي بزرگ» ياد کرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ «حسابي عزيز» ياد کرده است.
اصل نسخه اين رساله اکنون به لحاظ مسايل امنيتي به صندوق امانات سري لندن (بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي) سپرده شده و نگهداري ميشود.
اين رساله را پروفسورابراهيم مهدوي (مقيم لندن) ، با کمک يکي از اعضاء شرکت اتومبيلسازي بنز و به بهاي 3 ميليون دلار از يک عتيقهفروش يهودي خريداري کرد.
دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين کتابچه توسط خط شناسي رايانهاي چک شده و تأييد گشته است.

